تبلیغات
یا امام زمان (عج) - جلوه یار

جلوه یار


این چه شوری است که امشب به دلم پا داده

من و دل، با قلم و شمع و سحر حیرانیم 

هر طرف می نگرم جلوة یارست عیان 

این چه راهیست که اینگونه کمندم زده است 

چه شرابی است که افتاده به قاموس زمین 

این چه نوری است که دنیا به سجود آورده 

چه شرابی است که جان دل کوثر برده
 
چه جمالیست که حُسن ازلی را دارد 

آه ای دل به سر زلف کنایات مپیچ 

همه گفتند و نگفتند بهار آمده است 

ای که در آل نبی جلوة دیگر داری 

کی با منظری و منظر داور هستی 

که زبان بر من دلدادة شیدا داده 

نه زبانی، نه بیانی، نه توانی داریم 

نیست در سینه دل و نیست دگر جای بیان 

این چه عشقی است که زنجیر و ببندم زده است 

چه هوایی است که سودا زده ام کرده چنین 

و آن چه قدسی است که محشر به قعود آورده 

چه شکوهی است که ارث از رخ حیدر برده

چه جلالی است در آغوش علی جا دارد 

ای قلم بشکن و در پای عبارت مپیچ 

پرده افتاد و بدیدند که یار آمده است 

نمک فاطمه و صولت حیدر داری 

هرچه گفتیم و نگفتیم فراتر هستی 




ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و دوم تیرماه سال 1390 ] [ 04:33 بعد از ظهر ] [ گمنام ]