تبلیغات
یا امام زمان (عج)

یا امام زمان (عج)
 
باید (حسینی ) زیست و (مهدوی) قیام کرد ، بی آنکه خسته شد.
.




نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و سوم خردادماه سال 1393 توسط گمنام
سلام بهانه ام!

بازهم ماه ها گذشت ومن هم چنان درگیر و دار زندگی در حبس مانده ام هستم.

درحبس لذات دنیوی که تو را بیش از پیش از من دور کرده.

بازهم تنها مانده ام در گیر و دار خستگی های بی امان دنیا و تازه به یادم امده ای.

بهانه یادت هست مرا؟

می دانم که مرا به یاد داری واین من هستم که تنها وقتی جایی باز می مانم تو را به یاد می آورم.

دروغ نگویم؛ هر روز در آخرنمازهایم اولین دعایم برای فرج توست،هرچند زبانی.

ودرقنوت نمازم دعای سلامتی ات را همیشه زمزمه می کنم.

امید داشته باشم که بی یادت نبوده ام؟

می شود دلخوشم کنی؟

سری بزن...!

نگاهی بکن...!

رضایتی...

چیزی...

با من سخن بگو...

از تمامی دلتنگی هایت...

از بار سنگین غصه هایت...

از بهانه هایت...

بهانه ام....بهانه ات را می گیرد دلم...





نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و سوم آبانماه سال 1393 توسط گمنام
دیروز دخترکی را دیدم

چسپیده به ویترین یک مغازه

و در حسرت داشتن

       کفش های تازه

  قلبم شکست

  تو اما چه می کشی از

هر روز دیدن دخترکان

در حسرت داشتن ...





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و دوم آبانماه سال 1393 توسط گمنام
مــهــدے جــآن ؛ آلــودگے هــوا که سهـل اسـت . !
آلودگے دلـهـایمان نیز از 【 حــد هـشـدار 】 گـذشـتـه ،

نــفــس‌هـایـمـان به شــمــاره افــتــاده .. !
ســال ‌هـاست زنـدگے‌مـان ::: تــعــطــیــل رســمــے ::: ‌ســت 
هوآے بــآریــدن نــدآرے مــولآ ؟!




نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و پنجم مهرماه سال 1393 توسط گمنام

هوای دلم ابری است

وابرهای نگاهم در انتظار تلنگری

برای باریدن

وصحرای دلم در انتظار...

در انتظار بارشی بی امان

که دوباره حس دلتنگی تو

در اعماق وجودم بروید

جوانه زند...

شکوفه دهد...

ودر وسعت وجود تو به بار نشیند

ونبودتو اما

خاک را نصیب می کند

برای حس با تو بودن....





نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و یکم مهرماه سال 1393 توسط گمنام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه هفدهم مهرماه سال 1393 توسط گمنام
جمعه یعنی انتظار بی کران
جمعه یعنی دور شو از دیگران
جمعه یعنی طالب مهدی شدن
جمعه یعنی ضد بد عهدی شدن
جمعه یعنی آرزوی فاطمه
جمعه یعنی گریه بی واهمه
جمعه یعنی مست و بی پروا شدن
جمعه یعنی عاشق زهرا شدن
جمعه یعنی تیغ در دست علی
جمعه یعنی هستی هست علی 
جمعه یعنی با شهیدان ساختن
جمعه یعنی برقه برانداختن
جمعه یعنی با یتیمان خوب باش 
جمعه یعنی ساده و محبوب باش
جمعه یعنی درد را درمان کنی
جمعه یعنی آنچه خواهی آن کنی 
جمعه یعنی یک بهانه یک نفس
جمعه یعنی شاد بیرون از قفس
جمعه یعنی عید، یعنی پاک شو
همنشین انجم و افلاک شو




نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و چهارم مردادماه سال 1393 توسط گمنام
یه عمر دعا میکردم آقا رو ببینم...

فردای شب قدر بود...

انگار دعاهایم بعد از چهل سال مستجاب شده بود...

مردی در خانه را میزد...

از پشت پنجره نگاه کردم...

آره مولایم بود...

نگاهی به در و دیوار خونم کردم...

سریع رفتم تابلو ها و عکس های ناجور رو برداشتم...

وسایل ناجور رو جمع کردم و یه جا قایم کردم...

ای وای سی دی های ناجور رو سریع شکستم و ریختم دور...

دستگاه ماهواره رو هم قایم کردم...

گوشی موبایلم هم خاموش کردم که یه وقت...

یه نگاه دیگه به خونه کردم...
فکر می کردم دیگه خونه آمادس...

رفتم که در رو باز کنم و امام زمان خودم رو ببینم و دعوتشون کنم به خونمون...

در رو که باز کردم دیدم آقا آخرین خونه کوچه رو هم در زده بود و نا امید از کوچه رفت...

آره...
همه مثل من داشتن خونه رو آماده میکردن...
هیچکس آماده دیدار آقا نبود...


و باز آقا مثل همیشه غریب ماند...
و ما دعا میکنیم که آقا بیاید و همه کار می کنیم که نیاید...




نوشته شده در تاریخ یکشنبه نوزدهم مردادماه سال 1393 توسط گمنام

بی اذن تو هرگز عددی صد نشود
بر هرکه نظر کنی دگر بد نشود
زهرا(س) تو دعا کن که بیاید مهدی(ع)
زیرا تو اگر دعا کنی رد نشود
{اللهم عجل لولیک الفرج}




نوشته شده در تاریخ یکشنبه نوزدهم مردادماه سال 1393 توسط گمنام
نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و سوم خردادماه سال 1393 توسط گمنام
نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و سوم خردادماه سال 1393 توسط گمنام
(تعداد کل صفحات:25)      1   2   3   4   5   6   7   ...